سایه سار مودت
ثبت مشهورات, مستندات, مکاشفات و پیام های مولایمان حضرت امام زمان - عج 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

عدم پذیرش حکومت توسط امام  صادق علیه السلام

زمزمه های بسیار درعصرامام صادق (علیه السلام) وحتی بعد از آن درباره این مسأله بودکه چرا امام صادق (علیه السلام) در برابر دستگاه ظلم و جور زمان قیام مسلحانه ندارد؟  و چرا درآن شرایط که قدرتمندان وسرمداران انقلاب و قیام های مسلحانه از ایشان درخواست پذیرش حکومت می کردند ازقبول آن سرباز زدند؟ آیا کار ایشان نوعی طفره رفتن ازسیاست و دوری از خط سیاسی نبود؟ مگر جز این است که حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام) را دعوی زمامداری است؟ مگرنه این بودکه حضرت علی (علیه السلام) به همراهی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و پاره ای ازاصحاب برای احقاق حق خویش! تلاش می کرد؟ اگر در عصرامام سجاد (علیه السلام) آن شرایط فراهم نبود؟ اینک که عصراقبال مردم به سوی خاندان پیامبر است و افرادی چون ابومسلم با آن قدرت شمشیرحکومت را به اوعرصه می کنند چرا ایشان پذیرای آن نمی باشد؟ این گونه سؤالات گاهی ازسوی دوستان مطرح می شد وزمانی هم ازسوی دشمنان ایشان وحتی راحت طلبان که میخواستند امام را درگیر مسائلی کنند که نجات ازآن مشکلات حتی بعدها برایشان مشکل می شد.

صلاحیت برای حکومت

پیش ازهرچیز اعتراف کنیم که حضرت امام صادق (علیه السلام) درعصرخود در رأس گروه علویّون قرارداشت وبرای امرامامت، زعامت، مرجعیت دینی و در یک عبارت خلافت حضرت رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) از همه سزاوارتر و صالح تر بود. ایشان شایسته ترین فرد برای تصدی امر خلافت بود و مردم ایشان را دانا و موثق می دانستند که همه عناصر و اسباب خلافت در ایشان جمع بود و همه افراد حق ایشان می دانستند که حضرت به خلافت برسد؛ اما به هنگامی که به ایشان پیشنهاد می کنند حکومت را در دست بگیرند امام این امر را نمی پذیرند، برخی می گویند مصلحت امت اسلامی این اقتضا را داشت که ایشان زمام دین و دنیای اسلام را در دست بگیرد، اما با این وضع چه شدکه امام پذیرای آن نبود؛ امری است که مادرباره آن در این نوشته بحث خواهیم کرد.

دعوت ها

دعوت ها از ایشان برای پذیرش حکومت بسیاربود، امّا امام پذیرای آن نبود و می اندیشیدکه درچنان جو و شرایطی اگر به آدم سازی بپردازد برای ایشان و سرنوشت اسلام اصلح است؛ بویژه که دنیای اسلام وسیع و فرهنگ های بیگانه و متعددی وارد آن می شدند که در تطابق خود نیاز به فردی خردمند چون امام داشتند، انواع دعوت ها بسیار و مهمترین آنها عبارت بودنداز؛

1 - دعوت از ابوسلمه ، یا ابومسلمه که جایگاه عظیمی در عراق و محبوبیت زایدالوصفی در نزد عباسیان داشت، او از سرمداران مبلّغان بود و حتی او خلافت را به سفّاح عرضه کرد و از مردم برای او رأی گرفت، بعدها چون از عمق فکر عباسیان خبر یافت و متوجّه حیله و تزویر و بی دینی آنها گردید نامه ای به امام صادق (علیه السلام) نوشت و از ایشان خواستار پذیرش خلافت شد، او در نامه خود به امام متذکر شدکه  70هزار شمشیرزن در اختیار دارد و همه را در راه تحکیم موقعیّت ایشان بکار خواهدگرفت تا ایشان خلافت علوی رابرپا کنند؛ امام صادق (علیه السلام) از دیدن نامه متعجّب شد و فرمود: ما را با ابوسلمه چکار؟ او تابع  دیگران است، و آنگاه آتشی فراهم کردند و نامه را درآتش سوزاندند و به قاصد فرمودند: آنچه راکه دیده برای ابوسلمه بازگوید وآنگاه شعری ازکمیت به این مضمون برای قاصد خواندند؛ "ای کسی که آتش برمی افروزی و روشنائی آن برای دیگری است؛ ای کسی که هیزم می چینی وآنرا برای دیگران فراهم می سازی.."  امام دعوت ابوسلمه را نپذیرفت زیرا که می دانست او مبلّغ بنی عباس بوده وحتی سفّاح را به خلافت رسانده و بعداً منصرف شده است و هم میدانست بنی عباس شهوت زیادی برای تصرّف این مقام دارند و از ارتکاب هیچگونه ظلم در این راه خودداری نمی کنند، لازم است یادآورشویم که ابوسلمه همین دعوت رابرای عبدالله محض هم نوشت وعبدالله آن را دریافت کرد و از آن خوشحال هم شد، اگرچه خلافت نصیب او هم نشده بود.

2-    دعوت ازابومسلم، ابومسلم نیزکه بیش یا کم از خیانت و تزویر بنی عباس خبر یافت ازکرده خودپشیمان شده وتصمیم گرفت خلافت را به امام صادق (علیه السلام) محوّل نماید. نامه ای به امام نوشت و در آن متذکرشد: "من مردم را به دوستی اهل بیت دعوت می کنم، شعار شما را آشکارکردم که مقصودآن توئی مردم را از پیرامون بنی امیه دورکرده و به سوی شما فرا خواندم اگر مایل به اینکار باشید کسی  از شما بهتر نیست"؛ امام صادق (علیه السلام) درپاسخ اونوشتند: "نه تو از یاوران ما هستی و نه زمان، زمان من است"، و بدین گونه پاسخ منفی به درخواستش دادند. امام می دانست که او فرد قابل اعتماد و مسلمانی راستین نیست، دستش به خون بسیاری ازنیکان و پاکان آلوده است، بویژه که ابومسلم نوه عبدالله جعفرهمسر زینب کبری(سلام الله علیها) را که اسیری بیگناه بود به قتل رساند و او از بستگان امام صادق (علیه السلام) بود و قبلاً  از ابومسلم درخواست آزادی کرده بودند و هم امام از خونریزی های بی باکانه او در راه نصرت بنی عباس خبر داشتند و چه خوب شد که امام دعوت او را نپذیرفتند، زیرا که این پذیرش مایه ننگی بود که فردی چون امام صادق (علیه السلام) حکومت را از دست جنایتکاری چون ابومسلم تحویل بگیرد و اما پاسخ خوبی به او داده بود: مَااَنتَ مِن رِجالیِ وَلاَ الزَّمانُ زَمانیِ، و تجربه بعدی هم همین مسأله رانشان داد و امام حق داشت که او را از خود ندانند، چون تمام خونریزی های او، نه برای خداوند تبارک و تعالی بود بلکه  بخاطر ابوالعباس سفّاح ومنصور بود.

3-    دعوت ازدیگران ،دیگران نیز در این زمینه دعوت هائی از امام داشته اند مثلاً: شیعیان،که بخاطرجنبه های اعتقادی خود به دنبال امام صادق (علیه السلام) بودند و ایشان را از هر نظر شایسته خلافت رسول الله (صلی الله علیه وآله) واحقاق حق ائمه معصومین (علیهم السلام) درطول تاریخ غصب شده می دانستند، و حتی بسیاری از آنها که به زیر و بم امور آشنائی نداشتند امام را بخاطر عدم پذیرش حکومت تحت فشار قرار میدادند، علویّون که جای خود داشتند بلکه آنها که امام صادق (علیه السلام) را رئیس و زمامدار واقعی خود می شناختند و در نسل حضرت علی (علیه السلام)کسی را از او برتروگرامی تر و نیز شایسته تر به خلافت رسول الله (صلی الله علیه وآله) نمی شناختند؛ مطمئن بودند که اگر ایشان زمام حکومت را بدست بگیرند، شیوه ای ازنوع شیوه حکومت عدل حضرت علی (علیه السلام) را در جامعه استوارخواهدکرد؛ عامه مردم، حتی آنان که شیعه نبودند، بخاطر سابقه پاکی و طهارت امام و خاطره خوش و داستان هائی از حکومت حضرت علی (علیه السلام) که از پدران خود شنیده بودند دوست داشتند حکومت امام صادق (علیه السلام)  را شاهد باشند و در مواردی هم آنرا از حضرت امام صادق (علیه السلام) خواستار شدند.

پاسخ امام

پاسخ امام به همه دعوت کنندگان روشن بود. بحث این بودکه اینک زمان به نفع آل محمّد(صلی الله علیه وآله) نیست  و به تشکیل حکومت اسلامی دراین شرایط نمی توان پرداخت فعلاً کار و برنامه دیگری باید مطرح باشد  گاهی به حامل نامه ای میفرمودند: این نامه ی تو پاسخ ندارد، زود از اینجا برو، گاهی آتشی حاضر می کردند و نامه را در آتش می سوزاند و می فرمودند: این پاسخ نامه توست، در مواردی بصراحت می فرمودند: تو پیرو ما نیستی پیرو غیرما هستی... ایشان به شیعیان می فرمودند: اگر شخصی از طرف من آمد و شما را دعوت به رضای ما (در امر تشکیل حکومت) کرد نپذیرید، من اکنون شما را شاهد می گیرم که به این امر راضی نیستم، ایشان درباره ابومسلم نیز می فرمودند: او الان یک نفر است و از ما اطاعت نمی کند، چگونه وقتی که پرچم ها را برافراشت، اطاعت خواهدکرد.

جاسوس بازیها

جاسوس بازی ها برخی از آنها که دعوت کننده امام به پذیرش حکومت بودند، درواقع جاسوس های اعزامی از سوی بنی عباس بودند و می خواستند ببینند، امام در مورد حکومت چه رأی و نظری دارد، اینکه گاهی امام در حضور یک قاصد نامه را روی چراغ می سوزاند، خود سیاستی بود که عمّال جور را غافل می کرد و ای چه بسا که همان قاصد خود جاسوسی از سوی بنی عباس بود، آنها حتی فردی را با پولی به خدمت امام می فرستادند واز ایشان می خواستند که نوشته ای و خطی در مورد رسید پول به آنان بدهند و امام نقشه آنها را خواندند، پول را نمی گرفتند  و خط و نوشته ای هم نمی دادند و نمونه های این آزمون ها برای حضرت امام صادق (علیه السلام) کم نبودند، آنها در پی آن بودند که سندی از قدرت طلبی و حکومت خواهی از امام به دست آورند و کربلای دیگری را بوجود آورند که در چنان صورت تشیّع را برای همیشه ریشه کن کرده و از میان برمی داشتند و دیگر اسمی از علویّون و فقه شیعی وتفسیر حقیقی قرآن باقی نمی ماند.

علل عدم قیام

از مباحث مورد اختلاف واظهار نظر از سوی دوست ودشمن مسأله عدم قیام امام است ؛ سخن این است که امام صادق (علیه السلام) درآن جو و شرایط که شاهد نابسامانی ها و جور و ستم ها از سوی زمامداران طاغی  بود چرا از جای برنخاسته و چرا با تمام وجود در برابر آن جور و شرایط اجتماعی قیام نکردند؟ و حتی برخی معتقدند که او لازم بود چون امام حسین بن علی (علیه السلام) قیام مسلحانه ای علیه زمامداران زمان ترتیب می دادند و در چنان صورت یا به شهادت می رسیدند که فوزی عظیم بود و یا به پیروزی وحکومت دست می یافتند که آن خود مقصدی مهم و قابل عنایت بود! ما در این فصل سعی داریم علل عمده ای که امام را وادار می کرد دست از قیام مسلحانه بکشد و شیوه ی خاص خود را قیامی عمیق تر و سازنده تر بود بکاربردند، مطرح می کنیم ولی قبل ازآن ضروری است شرایط ایشان را تصویرکنیم.

شرایط زمان امام جعفر صادق (علیه السلام)

ما در فصول پیشین از شرایط زمان و جو آن روزگار تصویری ارائه دادیم و در اینجا سعی داریم به آن جنبه هائی از شرایط اشاره کنیم که به مسأله قیام یا عدم قیام امام مربوط می شود و باز ضروری است که این نکته را مورد توجه قراردهیم که، ایشان امام هستند، یعنی کسی که حائل بین شعور ظاهری و باطنی او نیست. ایشان مؤید من عندالله است. ملهم ازعنایات و امدادها و دانش های عینی است. مسائل را بی واسطه درک می کند و این همان مسأله ای است که دیگران آنرا در قالب علم لدنی مطرح می کنند. پندارشناسی بزرگ و زمان شناسی عمیق و نکته سنجی دقیق است. پس میتواند جو زمان را مورد سنجش و ارزیابی قرار داده نیکو تصمیم بگیرد. او از سیر نزولی اموی ها و به خاموشی گرائیدن چراغ عمرشان آگاهی داشت  و می دانست مردم  فعلاً در یک شرایط هیجانی هستند و انقلاب آنها را فکری درست و اندیشه ای هموار همراهی نمی کند، او زمینه را برای استقرار حکومت بنی عباس فراهم می دید، نه ادامه کار مروانیان و نه حکومت اهل بیت وعلویون . ازتبلیغات بنی عباس و از پیشرفت کارشان آگاه بود و می دیدکه آنها حکومت را به بهای خون ریزی بدست آورده اند؛ آنچنان که نمونه آنرا در تاریخ کمتر میتوان یافت. ولی مردم در هیجان و تب انقلابند و از این جنایات بی خبرند. اوبراساس تصویری که از آینده درپیش روی داشت به عبدالله به حسن فرمود: دولت این قوم مسجل است خودرابی جهت به زحمت می ندازدوبراین اساس آرزوی مردم را در حکومت اهل بیت وعلویّون بی حساب خواند.

علل عدم قیام امام صادق علیه السلام

در مورد علل عدم قیام امام دلایل بسیاری را می توان اقامه کرد که شاید ذکر همه آنها در این کتاب میسر نباشد، ولی در عین حال باید نکاتی را مورد اشاره قرارداد که اهم آنها عبارتنداز:

1-    وجودتفرقه ها: جو سالمی وجود نداشت و پراکندگی در بین مردم فوق العاده بود، بنی عباس نیز در آغاز کار به اسم اهل بیت و تشیّع تبلیغ می کردند که در واقع تشیّع کیسانیه بود، عده ای را هم به اسم انتقاد در قاتل امام حسین (علیه السلام) به خود سرگرم می داشتند. علویون قصد تصرف حکومت را داشتند بدون اینکه در بین آنها وحدت و انسجامی باشد، حتی درخاندان امام علی (علیه السلام) نیز دو دسته طلبکارحق به چشم می خورد، دسته ای از خاندان امام حسین (علیه السلام) و دسته ای دیگر از خاندان محمد حنفیه و این دو دستگی ها موجب پدید آمدن لطماتی بر حکومت اهل بیت بحساب می آمد که فعالیت امام را خنثی می کرد، گروهی مردم را به حکومت فرا می خواندند و خط خلفای اول و دوم (ل ع) را تایید می کردند و شیعیان درست در نقطه مقابل بودند و به این شرایط تن در نمی دادند، کارکردن در این جو و قیام مسلحانه تلفات سنگینی میداد، بدون اینکه بازدهی ارزنده ای برای اسلام پدیدآید و یا گردونه را به نفع آل علی (علیهم السلام) بچرخاند.

 

2-    خودخواهی اعیان: آری، ابوسلمه و ابومسلم و اعیانی که امام را به ‍حرکت و قیام و پذیرش حکومت دعوت می کردند، ولی امام درعمق دعوت شان خدا را نمی دید بلکه درمی یافت که دعوت شان ناشی از خودخواهی ها و سرخوردگی ها و افتادن در وادی شکست روحی است، ایشان آنان را یاور واقعی خود نمی شناخت و حتی آنها را طرفدار اهل بیت نمی توانست بحساب آورد، دلیلش کشته شدن زید به صورتی مظلومانه و غریبانه بود که کسی از بنی عباس و حامیان آنها به یاریش نشتافته بودند، سدیرصیرفی به امام گفت: چراقیام نمی کنید؟ امام فرمودند: به چه امید و دلگرمی؟ جواب داد به جهت یاران فراوانتان، صدهزار، دویست هزار و...؛ امام ازعده یاران خالص پرسید و سدیر را جوابی نبود. آن فرد خراسانی هم همین سؤال را از امام پرسید: و متذکر شد شما اینک صدهزار شمشیرزن دارید! امام فرمودند: خدای حفظت کند بنشین و او نشست . امام به مستخدم خود فرمودند: تنور را روشن کن و به مرد خراسانی فرمودند: برو در تنور بنشین. او ترسید و خودداری کرد. امام به فردی دیگر این دستور را دادند و او عمل کرد و امام از آن خراسانی پرسیدند: در خراسان چند نفر از این افراد سراغ داری؟ گفت: هیچ؛ وامام فرمودند: تا افرادی این چنین پیدا نشود قیامی نخواهد بود. روزی امام با سدیر به طرف ینبع می رفتند، امام گله بزی را دیدند و فرمودند: اگر ما به تعداد این بزها یاران صادق داشتیم قیام می کردیم. بزها را شمردند، تعداد آنها 33 بود.

-علل دیگر: ذکر و شرح دیگر علل هم کاری آسان نیست آنچه با رعایت اختصار قابل ذکرند عبارتنداز:

حفظ جان بازماندگان اهل بیت وجلوگیری ازریشه کن شدن خاندان رسول الله(صلی الله علیه وآله).

سوءاستفاده از مقام و موقعیت امام برای وصول به مقصد خود.

بی تفاوت بودن گروهی عظیم از مردم در برابر خط سیاسی به علت سرخوردگی های پی درپی.

دوری مردم از اندیشه اسلامی آنگونه که حضرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) تصویر و ارائه کرده بودند.

خطر از هم پاشیدگی و فنای سلسله اهل بیت و اساس امامت، شیعیان، علویون به علت تخلف و تقلب عده ای که امام صادق علیه السلام بناچار درپی حفظ جان آنها می بایست باشد.

اگر امام می پذیرفت

اگر امام حکومت را می پذیرفت و یا به قیام مسلحانه ای تن درمیداد، این قیام درفاصله ای بس اندک توسط دشمن شکست می خورد و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام دستگیرمی شدند، زیرا جو در شرایط ایشان بگونه ای نبود که حضرت بتوانند در برابر خصم دوام آورند و در آن صورت سقوط اهل بیت (علیهم السلام) قطعی بود و درآن صورت فرصت طلبان علیه امام میدان بدست می آوردند و با برچسب ها ایشان را فردی محکوم معرفی می کردند و زمینه را برای حذف ایشان فراهم می آوردند و سپس احتمال قتل ایشان بسیارنزدیک بود، همانگونه که امام حسین بن علی(علیه السلام) را با اندیشه های مغالطه آمیز و ادعاهای کذب و تهمت ها و اهانت های فراوان به شهادت رساندند و ائمه بعدی را نیز مظلومانه مسموم و شهید کرده بودند و بارها و بارها نقشه قتل خود ایشان را هم تهیه دیده بودند و البته شهادت برای امام چیز دردناکی نبود ولی مهم این بودکه با شهادت ایشان آخرین بارقه های امید از جامعه و زندگی مردم رخت برمی بست و بازمانده علویون و شیعیان پراکنده و قتل عام می شدند، ایشان می دانستند که اینک زمان قیام نیست و باید مبارزه ای در قالب های علمی و فکری و فرهنگی را صورت داد و انسانهائی را برای دفاع اعتقادی از پایه های فکری مسلمین و دفاع از قرآن و سنت حقیقی نبوی و سیره حقه ائمه معصومین علیهم السلام  پرورش داد و به گوشه وکنار جهان اعزام داشت که آنها معرف اسلام راستین باشند وبه مردم بفهمانند حکومت حق کدام گروه است وحکومت ناحق چیست؟ ایشان حتی به برخی از علویّون وشیعیان که قصد قیام داشتند هشدارمیدادند و شرایط اجتماعی و تاریخی را برای آنها تشریح می کردند و به آنها می فهماند که آنها زمینه ای واقعی برای قیام و موفقیت ندارند ونباید بدون محاسبه و پیش بینی خونریزی وکشتار به راه بیندازند.

به نقل از سایت موسسه امام هادی به آدرس ذیل:

http://www.imamhadi.com/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%D9%8A%D8%AA/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D9%81%D8%AA.html

[ ۱۳٩٢/٦/۱٠ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب