سایه سار مودت
ثبت مشهورات, مستندات, مکاشفات و پیام های مولایمان حضرت امام زمان - عج 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخشی از مقاله "نظریه سیاسی قرآن و نهج البلاغه در نگاه تطبیقی"

به قلم آقای ابراهیم سجادی به آدرس:

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/7557

حضرت مولا علی امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: ایّها الناس، إنّ أحقّ الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمهم بأمرالله فیه، فان شغب شاغب استعتب، فإن أبى قتل.)40 مردم! سزاوارترین مردم به خلافت کسى است که در اداره آن نیرومندتر و نسبت به فرمان الهى درمورد آن داناتر باشد، تا هرکه آشوب کرد و فتنه برانگیخت به حق بازگردانده شود، و اگر امتناع ورزید نابود گردد. همان گونه که پیداست اظهارات امام عمومیت دارد و شرایط یادشده را فراموردى و همه زمانى مى داند، یعنى همان گونه که در عصر پیامبران سلف، دانایى بیشتر، شرط رهبرى شمرده مى شد، در مورد اسلام و مسلمین نیز این شرط اجتناب ناپذیر است و حتّى در عصر غیبت نیز باید رعایت گردد. بنابراین اگر امام(ع) به طور مشخص بر حقانیت خود و اهل بیت پاى مى فشارد، از باب بیان مصداق استثنایى اصول یادشده است، چنان که مى فرماید: (لایقاس بآل محمد من هذه الامّة أحد، و لایسوّى بهم من جرت نعمتهم علیه أبداً، هم أساس الدین وعماد الیقین، الیهم یفئ الغالى، و بهم یلحق التالى، و لهم خصائص حقّ الولایة، و فیهم الوصیة و الوراثة.)41 از این امت کسى با آل محمد قابل مقایسه نیست، پرورش یافتگان نعمت هدایت آل پیامبر(ص) با خود آنها برابرى نمى توانند کرد، آنان اساس دین و پایه هاى یقین مى باشند، افراط گران باید به سوى آنها بازگردند و در جاماندگان بدانان ملحق شوند، تمام ویژگیهاى لازم براى فرمانروایى در آنها جمع است و وصایت و وراثت در مورد آنها ثابت مى باشد. امام، شرایط مزبور را شرایط تمام کارگزاران دولت نیز مى داند و این مطلب از توصیه هاى حکومتى امام به روشنى استفاده مى شود: امام به مالک اشتر مى نویسد: (فاصطف لولایة أعمالک أهل الورع و العلم و السیاسة.)42 برگزین براى کارهایت کسانى را که از تقوا، دانش و مهارت سیاسى لازم برخوردارند. خطاب به محمد ابى بکر مى فرماید: (و إنّى اوصیکم بتقوى الله فیما أنتم عنه مسؤولون، و عمّا أنتم الیه صائرون، فانّ الله قال فى کتابه: (کلّ نفس بما کسبت رهینة)(مدّثر/38) و قال (یحذّرکم الله نفسه و إلى الله المصیر) (آل عمران/28)، و قال: (فوربّک لنسألنّهم أجمعین. عمّا کانوا یعملون)(حجر/93ـ92) فعلیکم بتقوى الله، فانّها تجمع من الخیر مالایجمع غیرها، و یدرک بها من الخیر مالایدرک بغیرها من خیر الدنیا و خیر الآخرة، قال الله: (و قیل للذین اتقوا ماذا أنزل ربّکم قالوا خیراً للذین أحسنوا فى هذه الدنیا حسنة و لدار الآخرة خیر و لنعم دار المتقین)(نحل/30) 43 همانا شما را سفارش مى کنم به تقواى الهى در مورد آنچه مسئول آن هستید و کسى که به سوى او باز مى گردید، خداوند مى فرماید: (هر کس در گرو اعمال خویش است) و مى فرماید: (خداوند شما را از نافرمانى خویش بر حذر مى دارد و بازگشت به سوى اوست) و مى گوید: (به پروردگارت سوگند که از همه آنها سؤال خواهیم نمود، از آنچه انجام داده اند). پس تقواى الهى را پیشه سازید که برکات دنیوى و اخروى را فراهم مى آورد، و جز با تقوا به دست نمى آید؛ خداوند مى فرماید: (به پرهیزگاران گفته شد: پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟ گفتند: خیر و نیکى براى کسانى که در این دنیا نیکى پیشه مى کنند، و همانا خانه آخرت خیر است، چه خوب است سراى تقواپیشگان. پافشارى امام بر وجود شایستگیهاى رهبرى در تمام کارگزاران، بر این اساس است که همه در فرمانروایى سهم دارند و همکاران رهبر به شمار مى آیند. به همین دلیل آن حضرت به عثمان بن حنیف مى فرماید: (أعینونى بورع و اجتهاد و عفّة و سداد.)44 مرا با پرهیزکارى، کوشایى، پاکدامنى و درست کارى تان یارى رسانید. در مقام مخالفت با بقاى معاویه در ولایت شام در پاسخ مغیره که ماندن وى را در مقام خود به طور موقت پیشنهاد داده بود، مى فرماید: (لایسألنى الله عن تولیته على رجلین من المسلمین لیلة سوداء أبداً (و ما کنت متخذ المضلّین عضداً)(کهف/51).)45 نمى خواهم به دلیل ابقاى ولایت معاویه بر دو مرد مسلمان، گرچه به مدت یک شب تاریک، مورد مؤاخذه و بازخواست الهى قرار گیرم؛ (هیچ گاه گمراه کنندگان را دستیار خود قرار نمى دهم). در پایان این فصل، شایان ذکر است که در نظریات سیاسى غیردینى نیز ـ چه سنتى و چه جدید ـ به شرایط رهبرى توجه شده است؛ از باب نمونه: از نطر سقراط کسى که از معرفت برخوردار است هیچ گاه به راه خطا نمى رود و گناه نمى کند، پس معرفت در سیاستمدار، استوارترین ضامن ایمنى فرمانبردارانش از گمراهى و زیان و ستم است.46 افلاطون نیز تحقق مدینه فاضله و پایان یافتن گرفتاریهاى دولتها و ملتها را در گرو این مى داند که فیلسوفان، شهریار شوند، یا شهریار رو به فلسفه آورد.47 منتسکیو فضیلت و تقوا را اسا س دموکراسى و عامل جلوگیرى از بروز جاه طلبى و تباهى جمهورى مى شناسد.48 (ژان بدن) بر این باور است که واگذارى قدرت از سوى نجبا یا مردم به حاکم، با اعتماد به آزاد مردى و مروّت او صورت مى گیرد.49.

منابع: . سید رضى، نهج البلاغه، خطبه 173. 41. همان، خطبه 2. 42. حرانى، حسن، تحف العقول، قم، انتشارات اسلامى، 237. 43. همان، 177. 44. سید رضى، نهج البلاغه، نامه 45. 45. سروى مازندرانى، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، مطبعة العلمیة، 3/195. 46. عنایت، حمید، بنیاد فلسفه سیاسى در غرب، تهران، انتشارات زمستان، 65. 47. همان، 62. 48. منتسکیو، روح القوانین، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، 1362، 111ـ 109. 49. و.ت. جونز، خداوندان اندیشه سیـاسى، ترجمه على رامین، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1358، 2 ق 1/65. 50. سیدرضى، نهج البلاغه، نامه 53. 51. عنایت، حمید، بنیاد فلسفه سیاسى در غرب،54. 52. مایکل فاستر، خداوندان اندیشه سیاسى، ترجمه جواد شیخ الاسلامى، 1ق1/222. 53. علیخانى، محمد، حقوق اساسى،1/61. 54. ویلیام بلوم، نظریه هاى نظام سیاسى، ترجمه احمد تدین، نشر آران، 1/633. 55. خداوندان اندیشه سیاسى، 1ق1/223؛ اندیشه سیاسى از افلاطون تا ناتو،288؛ بنیاد فلسفه سیاسى در غرب/201 و 217. 56. عبدالرحمن عالم، بنیادهاى علم سیاسى، 239. 57. همان/240؛ آنتونى کوئینتین، فلسفه سیاسى ترجمه مرتضى اسعدى، انتشارات الهدى،16. 58. عنایت، حمید، بنیاد فلسفه سیاسى در غرب،54. 59. لئواشتراوس، فلسفه سیاسى چیست، ترجمه فرهنگ رجایى، انتشارات علمى فرهنگى، 1373،14. 60. همان،

[ ۱۳٩٢/٦/٤ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب