سایه سار مودت
ثبت مشهورات, مستندات, مکاشفات و پیام های مولایمان حضرت امام زمان - عج 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

چکیده
ویژگی های حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء در ابعاد مختلف فردی، اخلاقی، روحی، روانی، معنوی، عبادی، تربیتی، علمی، عقلانی، اجتماعی و جهانی قابل بررسی می باشد در این مقاله مختصر سعی شده است ضمن نگاه کلی به سرانجام نهایی نبرد حق و باطل که به پیروزی نهایی حق منتهی می شود، آینده روشن اسلام و انسان نیز بررسی گردد و ضمناً فلسفه مهدویت و انتظار از دیدگاه اهل شیعه و اهل سنت مورد توجه قرار گیرد و در پایان تحت هفت عنوان کلی به ویژگی های حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء پرداخته شده است، که عبارتند از:
1- اصلاح کلی و همه جانبه
2- تربیت و رشد شخصیت انسان ها
3- سلامت روحی و تکامل اخلاقی انسان ها
4- انقلابی بزرگ
5- برقراری برابری و برادری و عدالت همه جانبه
6- رفاه و بی نیازی همه گیر در جامعه
7- انسان دوستی و محبت و دیگر خواهی
(خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند وعده کرده است که حتما آنها را در زمین جایگزین و خلیفه قرار می دهد همانطوری که پیشینیان شان را جایگزین کرده است و برای آنها دین و آیینی را که رضا داده است اجرا شدنی خواهد نمود و ترس و ناامنی آنها را به امنیت بدل خواهد ساخت. مرا بندگی می کنند و چیزی را با من شریک قرار نمی دهند و هر کس پس از آن کفر ورزد همانا که ایشان نافرمانان فاسق هستند.)
آنچه مسلم است و از اصول اساسی اعتقادات اسلام و قرآن می باشد. این است که سرانجام حکومت توحید و آئین الهی بر جهان سیطره یافته و مستقر می شود. و هر گونه اضطراب و ناامنی و شرک از میان خواهد رفت. این وعده الهی است که خداوند متعال در قرآن کریم به صاحبان (ایمان) و (عمل صالح) چنین نوید داده است که استخلاف و حکومت روی زمین را به آنان واگذار نماید. و آیین حق و توحید را به طور اساسی و ریشه ای در همه جا نشر و گسترش دهد و تمامی لوازم و اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی را از بین برد، که در نتیجه همه انسان ها با نهایت آزادی خدا را بپرستند و فرمان های او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند. بدون شک آیه مورد بحث شامل مسلمانان نخستین می شود همچنان که بدون تردید حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء که طبق عقیده عموم مسلمانان سراسر روی زمین را پر از عدل و داد می کند، بعد از آنکه ظلم و جور همه جا را فرا گیرفته باشد، مصداق کامل این آیه است.
آری (همان مهدی که در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامره به دنیا آمد و نامش نام پیامبر و لقبش مهدی، قائم، امام زمان، و ولی عصر است. او فرزند گرامی امام حسن عسکری علیه السلام است، و به دلیل بیدادگری عباسیان ولادت آن حضرت در خفا و پنهان انجام گرفت و از همان کودکی از نظرها غایب شد.) و حضرت امام صادق علیه السلام در مورد غیبت و نحوه زندگی حضرت می فرماید: «مهدی، قائم ارواحنا له الفداء ما دو غیبت دارد، یکی کوتاه و دیگری طولانی، در غیبت کوتاه (غیبت صغری) خواص شیعیان از محل سکونت ایشان اطلاع دارند ولی در غیبت کبری (غیبت طولانی) هیچ کس از محل سکونت ایشان اطلاع ندارد جز معدودی از نزدیکترین یارانش.»
هر گاه حضرت ظهور کند حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء شرق و غرب جهان را در زیر لوای خود خواهد گرفت و آئین حق را در همه جا نفوذ خواهد داد و ناامنی و خوف و جنگ را از صفحه زمین بر خواهد چید و عبادت بدون شک را برای جهانیان تحقق خواهد بخشید، وعده حتمی و تخلف ناپذیر خداوند سبحان این است. اصولاً یکی از اندیشه ها و نیازهای فطری انسان، اندیشه و نیاز به یک حکومت جهانی عادل همراه با نفی کامل ستم و استقرار عدل و قسط می باشد. لذا در همه مکاتب بشری و الهی به چنین آینده ای اشاره شده و به چنین نیازی توجه شده است. یعنی هر مکتبی به نوعی پیروان خود را به آن آینده روشن و عادلانه نوید داده است و امیدوار کرده است. به عنوان مثال افلاطون طرح مدینه فاضله را بیان کرده، توماس کامپلانا طرح شهر آفتاب را مطرح کرده و پذیرایی بیگانگان در آن شهر را سفارش کرده است به طوری که هیچ کس در آن شهر احساس غربت و بیگانگی نکند. [1] توماس مور، اگوست کنت و حتی مارکس نیز در پی ترسیم نمودن آینده بشریت، آن را روشن و عادلانه در ذهن ترسیم کرده اند. ولی آنچه مسلم است تنها مکتبی که چنین آینده واقعی و رئالیستی را برای بشریت به ارمغان آورده و می تواند آن را تحقق بخشد مکتب الهی و توحیدی اسلام است و براساس اندیشه اسلام همه موجودات و از جمله انسان و جامعه انسانی به سوی کمال لایق خویش در حرکت اند که این حرکت تکاملی در انسان معلول آگاهی، آزادی، ایمان و عمل صالح می باشد.
مشروط بر این که این همه در راستای ولایت و پذیرش امامت معصوم علیه السلام تحقق یابد زیرا که غایت این حرکت چیزی نیست جز استقرار حکومت جهانی عدالت و تقوی به رهبری و ولایت ولی معصوم ارواحنا له الفداء این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به این امر بشریت را نوید داده و فرموده است: (اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند خداوند آن یک روز را آنقدر طولانی می کند تا مردی از دودمان من که نامش نام من است حاکم بر زمین شود و صفحه زمین را پر از عدل و داد می کند. آنگونه که از ظلم و جور پر شده باشد.) [2]
آری، خداوند تبارک و تعالی اراده کرده است که الگوی کامل حکومت عدل جهانی در آخر الزمان تحقق یابد. اما این اراده به صورت غیر عادی نیست، به ایجاد زمینه نیاز دارد که همان انتظار فرج است زیرا انتظار فرج یعنی اقدام جدی برای ایجاد آمادگی کامل فکری و عقلی، ایمانی و عقیدتی، اقدام جدی برای استعداد یافتن جهان و مستعد شدن بشریت برای ظهور حضرت حجت علیه السلام است.

نوید قرآن به آینده بشر
قرآن مجید در باب نوید به آینده و پیروزی نهایی دین بر شرک و هدایت بر گمراهی چنین می فرماید:
(او کسی است که رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.) [3]
منظور از هدایت دلایل روشن و براهین آشکاری است که در آئین اسلام وجود دارد و منظور از دین حق همین آئینی است که اصولش حق و فروعش حق و بالاخره تاریخ و مدارک و اسناد و نتیجه و برداشت آن نیز حق است و بدون شک آئینی که هم محتوای آن حق باشد و هم محتوای آن حق باشد و هم دلائل و مدارک و تاریخ آن روشن، باید سرانجام بر همه آئین ها پیروز گردد. با گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش و سهولت ارتباطات واقعیتها چهره خود را از پشت پرده های تبلیغات مسموم بدر خواهد آورد و موانعی را که مخالفان حق بر سر راه آن قرار می دهند در هم می کوبد.
و به این ترتیب آئین حق همه جا را فرا خواهد گرفت. [4] در این آیه به سّر برتری اسلام اشاره شده است و آن این که چون رسالت اسلام هدایت به آئین حق است و بشر فطرتاً طالب و جویای هدایت بوده لذا آیین حقی را می جوید که واقعیت ثابتی دارد و مطلوب فقطری اوست. آری اسلام با این حقیقت و نیرو است که بر همه ادیان و آئین ها برتری می یابد و خواهد یافت این وعده اسلام است. این اراده خداوند است برای تحقق این اراده کافی است که اسلام بر تمام قوانین و آئین ها سیطره و غلبه یابد قرآن در مورد این اراده الهی می فرماید: (اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم.) [5] بر خلاف نظر بعضی از مفسرین [6] آیه فوق هرگز از یک برنامه موضعی و خصوصی مربوط به بنی اسرائیل سخن نمی گوید، بلکه بیانگر یک قانون کلی است برای همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیت ها، می گوید: (ما اراده داریم که بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حکومت روی زمین قرار دهیم.) این بشارتی است در زمینه پیروزی حق بر باطل و ایمان بر کفر، این بشارتی است برای همه انسان های آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور.
نمونه ای از تحقق این مشیت الهی حکومت بنی اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود و نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش بعد از ظهور اسلام بود. حکومت پابرهنه ها و تهی دستان با ایمان و مظلومان پاکدل که پیوسته از سوی فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند و تحت فشار ظلم و ستم قرار داشتند، سرانجام خدا به دست همین گروه دروازه ی قصرهای کسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت بزیر آورد و بینی مستکبران را به خاک مالید. و نمونه گسترده تر آن ظهور حق و عدالت در تمام کره زمین به وسیله حضرت مهدی ارواحنا له الفداء است. [7]
حکومت صالحان در کتب آسمانی پیشین هم بیان شده است چنانکه قرآن مجید در این باره می فرماید: (ما در «زبور» بعد از ذکر «تورات» نوشتیم که بندگان صالح من وارث حکومت زمین خواهند شد، در این ابلاغ روشن است برای جمعیت عبادت کنندگان) [8]
بندگان صالح خدا کسانی هستند که علاوه بر ایمان و موحد بودن همه شایستگی های لازم را دارا هستند، شایستگی از نظر عمل و تقوا، شایستگی از نظر علم و آگاهی، شایستگی از نظر قوت و قدرت و از نظر تدبیر و تظم و درک اجتماعی.
هنگامی بندگان با ایمان این شایستگی ها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز کمک و یاری می کند تا آنها بینی مستکبران را به خاک بمالند و دست های آلوده شان را از حکومت زمینی کوتاه کنند، و وارث و میراث های آنها گردند. نظام آفرینش دلیل روشنی بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده در جهان انسانیت خواهد بود و این همان چیزی است که از این آیه مورد بحث و احادیث مربوط به قیام مصلح بزرگ جهانی مهدی (ارواحنا فداه) استفاده می شود.
این بحث را با حدیثی از انبوه احادیث درخشان و هدایتگر اهل البیت عصمت و طهارت علیه السلام ادامه می دهیم: در روایت است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به علی علیه السلام چنین فرمود: (من و یازده تن از فرزندانم و تو ای علی، رمز بقای این جهان هستیم، خداوند به وسیله ما جهان را استوار ساخته که ساکنانش را در کام خود فرو نبرد، چون دوازدهمی آنها از دنیا برود، زمین ساکنانش را در کام خود فرو می برد و دیگر مهلت داده نمی شوند.) [9]
و آن روزی است که خداوند توانا چهره آن روز را در قرآن کریم چنین ترسیم می کند:
(از تو در مورد کوه ها می پرسند، بگو پروردگارم آنها را پراکنده می کند. چه پراکنده کردنی. [10] به راستی زلزله ی رستاخیز چیز بزرگی است، در آن روز می بینی که زنان شیرده از فرزندان شیرخوارشان غفلت می کنند و بارداران بار خود فرو نهند، مردم را مست می بینی در صورتی که مست نیستند، بلکه عذاب خدا بسیار سخت است [11] در آن روز زمین دگرگون شده چهره دیگر می گیرد و آسمان ها دگرگون شوند و در برابر خداوند یکتای همیشه پیروز ظاهر گردند. [12] علی علیه السلام در نهج البلاغه در باب نهایت دنیا چنین می فرماید: (دنیا پس از خموشی و سرکشی همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و برای بچه اش نگه می دارد به ما اهل بیت روی می آورد و سپس آیه «و نرید ان نمن» را تلاوت فرمود.)

سری از اسرار الهی
استاد حسین مظاهری در کتاب قرآن عترت می نویسد:
اصل غیبت سری از اسرار الهی است. از ائمه دین از سر غیبت سوال شده است، فرموده اند که غیبت سری از اسرار خدا است. امام صادق علیه السلام فرموده: جریان غیبت، نظیر قضیه حضرت موسی و خضر است و چنانچه بعد از اتمام درس مخصوصی که برای موسی نهاده شده بود، سر کارهای حضرت خضر معلوم میشود، بنابراین ما در سر غیبت فعلا نمی خواهیم بحث کنیم ولی آنچه مسلم است بقیه الله علاوه بر اینکه رقیب، موکل، نگهبان بر عالم هستی است و قرآن می فرماید (بگو هر چه می خواهید به جا آورید. ولی بدانید که خدا و رسول او و ائمه طاهرین بر شما رقابت دارند.)
و خود حضرت مهدی ارواحنا له الفداء بنابر توقیعی که برای شیخ مفید رحمه الله فرستاده اند؛ چنین فرموده اند (همانا ما شما را مهمل و بی سرپرست نگذارده ام و مراعات شما را می کنیم، مواظبت از شما داریم و به یاد شما هستیم و شما را فراموش نمی کنیم و اگر نبود مراعات ما و اینکه به یاد شما هستیم دشمن شما را نابود کرده بود.)

واسطه فیض
آن حضرت واسطه فیض عالم هستی است و ائمه طاهرین به اینکه آنان واسطه فیض عالم هستی می باشند اشاره دارند. روایاتی از رسول اکرم و امام صادق علیه السلام و حضرت بقیه الله موجود است که وقتی سئوال می کنند: فایده امام غایب برای عالم هستی چیست؟ جواب می دهند: امام غایب نظیر خورشید زیر ابر است چنانچه خورشید زیر ابر مفید برای عالم ماده است، گر چه مردم از دیدن آن محروم هستند، همچنین است وجود امام غائب.

انتظار فرج
یکی از موضوعاتی که در آیات و روایات بر آن تکیه شده و اهمیت بسزایی دارد، موضوع انتظار فرج است. که در سوره های (هود آیه 122، اعراف آیه 71، یونس 102، انعام 158، سجده 30) آیه (فانتظروا انی معکم من المنتظرین: یعنی انتظار بکشید همانا من با شما از منتظرانم)[13] و نیز در قرآن تکرار شده آیه (فازتقبوا انی معکم رقیب: یعنی مراقب باشید همانا من از مراقبینم)[14] این آیات را به انتظار فرج حضرت مهدی (رحی فداه) تاویل نموده اند، در روایات ما انتظار فرج از افضل اعمال به شمار رفته است. منتظر فرج و مجاهد فی سبیل الله مثل کسی است که در خون خود غوطه ور است.
امام صادق علیه السلام از قول امیر المؤمنین علی علیه السلام این طور می فرماید: (کسی که انتظار فرج دارد مثل کسی است که در راه خداوند به خون غوطه ور باشد.) معنی انتظار فرج آن نیست که ما کاری انجام ندهیم فقط در ذهن خود منتظر باشیم بلکه باید با تمام قوا آماده باشیم و در عمل هم همین را به اثبات برسانیم که ما واقعاً منتظر حضرت هستیم و شیعه در زمان غیبت وظایفی دارد و به آن وظایف باید عمل کند از جمله وظایف ما دعا برای انتظار فرج و به یاد گم شده خود مهدی عزیز بودن می باشد. دیگر توسل به آن بزرگوار در گرفتاریها و توجه به اینکه آن امام بزرگوار مغیث و فریاد رس شیعه در زمان غیبت است.
انتظار فرج امید و آرزوی تحقق یک نوید کلی جهانی انسانی است که از آن روایات به عنوان افضل عبادات یاد شده است از اصل انتظار فرج یک اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر هم استنتاج می شود و آن اصل (حرمت یاس از روح الله) است. مردم مؤمن به عنایات الهی، هرگز و در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی دهند و تسلیم یاس و ناامیدی و بیهوده گرایی نمی گردند. چیزی که هست این انتظار فرج و این عدم یاس از روح الله در مورد یک عنایت عمومی و بشری است، نه شخصی یا گروهی، به علاوه توام است با نویدهای خاص و مشخص که به آن قطعیت داده است، انتظار فرج و آرزو و امید و دلبستن به آینده انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهد آور است، نیرو آفرین و تحرک بخش است به گونه ای است که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود. [15]

فلسفه مهدویت و آینده روشن
فلسفه مهدویت فلسفی است فطری، عقلی، قرآنی و روایی اعتقادی است مشترک میان همه آیین ها، مکاتب و شرایعی که برای هستی و انسان هدف و غایت قائل هستند. این اندیشه خوش بینانه، حق طلبانه، آرمان گرایانه و عدالت خواهانه است. فلسفه ای است عام و کلی و جهانی و بشری که تحقق آن تنها در مرحله کمال فرد و جامعه میسر است. مرحله ای که بشریت به بلوغ عقل و ایمان رسیده باشد و شایسته معرفت، عدالت، صلح، انسانیت و معنویت شده باشد. و بتواند با رضایت خاطر به یک حکومت حق و سراسر عدل و توحیدی و انسانی تن دهد. فلسفه مهدویت آینده ای روشن را برای بشر ترسیم می کند. آینده ای که مبتنی بر اندیشه ی پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی، از او به (مهدی) تعبیر شده است، اندیشه ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی با تفاوت ها و اختلاف هائی، بدان مومن و معتقدند.
زیرا این اندیشه، به حسب اصل و ریشه، قرآنی است این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام پیروزی نهائی ایمان اسلامی، [16] غلبه قطعی صالحان و متقیان، [17] کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران برای همیشه، [18] و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت را نوید داده است. [19]
این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است.

بعضی از خصوصیات حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء
1- انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می رود بنابراین آینده ای بس روشن و سعادت بخش و انسانی، که در آن شر و فساد از بیخ و بن برکنده خواهد شد. در انتظار بشریت است و این انتظار را حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء برآورده خواهد کرد.
2- پیروزی نهائی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار و استعباد و ظلم و اختناق و دجالگری و فریب تنها در سایه حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء میسر است.
3- این حکومت الهی یگانه حکومت واحد جهانی در سراسر عمر بشریت خواهد بود.
4- عمران و آبادانی زمین به گونه ای که حتی یک نقطه خراب در زمین باقی نباشد از آشکارترین صفات حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء است.
5- بلوغ بشریت و خردمندی کامل و پیروزی از فکر و ایدئولوژی و آزادی از اسارت شرایط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی برجسته ترین خصوصیت عصر ظهور و حکومت حضرت مهدی علیه السلام به شمار می رود.
6- حداکثر بهره گیری و بهره مند شدن از نعمت ها و مواهب خدادادی موجود در زمین مانند استفاده کامل از معادن و ذخایر و ثروتهای پنهان در درون زمین در سایه حکومت الهی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء امکان پذیر است.
7- از جمله خصوصیات حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر اقتصاد، معیشت و ثروت می باشد.
8- فضایل و مکارم اخلاقی در سایه حکومت حضرت مهدی علیه السلام به اوج خود می رسد به طوری که همه مفاسد اخلاقی منتفی شده و روان های افراد بشر از همه عقده ها و کینه ها خالی می گردد.
9- منتفی شدن جنگ و برقراری صلح و صفا و محبت و تعاون و برادری از دیگر خصوصیات حکومت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء می باشد.
10- انسان ها در این دوران با برکت به سازگاری کامل با طبیعت دست می یابند. [20]
11- ارتباط صحیح میان بنده و خالق در پرتو این حکومت دست می دهد به طوری که بشر از پرستش هر موجودی غیر از خالق خود آزاد می گردد و در حقیقت توحید در پرستش در همه جهان استقرار می یابد.
12- برقراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر براساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یکدیگر به طوری که قرآن کریم بر این ویژگی ها به عنوان هدف بعثت انبیاء تاکید فرموده است. [20]
به هر حال تحقق عدل کلی و عدل عمومی از برترین و برجسته ترین ویژگی های حکومت حضرت مهدی علیه السلام در کنار استقرار کامل توحید و یکتاپرستی و نفی کفر و شرک می باشد.
13- استقرار کامل امنیت و برچیده شدن بساط خوف و ناامنی یکی از وعده های حتمی و قطعی قرآن کریم است که جزء شکوهمندترین و زیباترین ویژگی های حکومت مهدی ارواحنا له الفداء به شمار می رود. [22]
بنابراین تحقق توحید و برقراری عدالت و استقرار امنیت کامل واقعیتی است که بشریت در عصر ظهور به آن خواهد رسید پس این مفاهیم ارزشی و متعالی به هیچ وجه خیالی نیستند بلکه با کمال خوش بینی باید معتقد بود که حکومت حضرت مهدی علیه السلام حکومتی سرشار از نورانیت ایمان و توحید و درخشش عدالت و امنیت است.
14- (و یملا الله قلوب امت محمد غنی و یسمعهم عدله) خداوند دلهای امت پیامبر اسلام را از غنا و بی نیازی مملو می سازد و همه دلها را به برکت حکومت حضرت مهدی علیه السلام از حقارت ها و بیچارگی ها و کینه ها و حسادت ها و فقرها و نیازها پاک و تصفیه می سازد. در آن زمان عدالت مادی و معنوی و مطلق عدالت و عدالت کلی برای بشر محبوب و معبود واقع می شود زیرا در آن زمان روح بشر رقاء پیدا می کند، تربیتش کامل می شود و همه استعدادهای عقلش شکوفا می شود و اینها همه ناشی از حاکمیت یک حکومت عادل جهانی بر مبنای ایمان، خداپرستی و خداشناسی و بر مبنای حکومت قرآن است همان حکومتی که به اعتقاد ما در سراسر جهان اطمینان و امنیت و آرامشی را برقرار ساخته و هر گونه وحشت و ترس و ناامنی را از میان خواهد برد و ما به چنین حکومتی در سایه اعتقاد به خدا و اطمینان به قرآن و سخنان پیامبر و اهل بیت گرامیش صمیمانه معتقد هستیم و به این امید زندگی می کنیم که روزی دست غیبی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء به فرمان خدا آشکار شده و بشریت را از همه پرتگاه ها و همه انحراف ها و شرک ها و کفرها و نفاق ها و ظلم ها و بی عدالتی ها و خوف ها و ترسها نجات دهد. [23]
15- به کمال رسیدن قوای روحی و جسمی اهل ایمان به گونه ای که دلهای مومنان همچون پاره های فولاد محکم گردد و هر مردی از ایشان نیروی چهل مرد را داشته باشد یکی دیگر از ویژگی ها و خصوصیات ظهور و حکومت حضرت مهدی علیه السلام به شمار می رود.
16- حضرت مهدی علیه السلام در حکومت خود براساس و سیره و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عمل می کند و مردم را به دین و آئین آن حضرت و قرآن دعوت می نماید و به جنگ با جاهلیت برخاسته، جاهلیت را نابود می کند. و اسلام را از نو احیاء و زنده می کند. به طوری که گویا آغاز بعثت است و مردم به دین جدیدی خوانده می شوند.
17- حضرت مهدی علیه السلام در حکومت خود به سیره و سنت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام عمل می کند یعنی در راه اقامه قسط و عدل درباره اهل قبله به سیرت علی بن ابی طالب علیه السلام رفتار می کند و دشمنان خدا را می کشد. تا خدا راضی گردد. [24]
18- حضرت مهدی علیه السلام در راه آرمان های اصلاحی و انقلابی خویش و در اجرای توحید، عدالت، امنیت به امر جدید و کتابی جدید و قضایی جدید قیام کند و بر عرب سخت گیرد و فقط شمشیر را شناسد و از کسی توبه نپذیرد و نکوهش کسی را نشنود اما در عین حال هر که و هر چه در آسمان ها و زمین است، خواه و ناخواه او را گردن نهاده است و همه به سوی او باز گردانه می شود. [25]
19- در تفسیر آیه (یحیی الارض بعد موتها) امام کاظم علیه السلام می فرماید: مراد این نیست که خداوند زمین را به وسیله باران زنده می کند، بلکه خداوند مردانی را بر می انگیزد که عدالت را زنده می کنند، و در نتیجه زمین با احیای عدالت زنده می شود و بدانید برپایی حد برای خدا در زمین از چهل روز باران سودمندتر است.
بنابراین احیای زمین با عدالت و برپا ساختن حدود الهی از نزول باران نیز با اهمیت تر و پر برکت تر است. زیرا عدالت جان شریعت و روح دین است.
20- وحدت دین، قرآن می فرماید: (دین در نزد خدا تنها اسلام است، در تفسیر بعضی از آیات قرآن که اشاره به قیام حضرت مهدی علیه السلام شده است این آیه به آن دوران مربوط دانسته اند پس به این ترتیب در حکومت حضرت آئین توحید و اسلام در همه خانه ها و در درون زندگی همه انسان ها و در تمام دلها وارد می شود. [26]
مهدی علیه السلام در هم شکننده شوکت متجاوزان است، ویران کننده بناهای شر و نفاق است، نابود کننده اهل نادرستی و عصیان و طغیان است، هنگامی که آن حضرت خروج کند خون است و عرق ریختن و سوار مرکبها در میدان مبارزه بودن است. یاران آن حضرت هرگز شمشیرهای خود را بر زمین نمی نهند تا اینکه خدای عزوجل از آنان راضی شود. و این است که خداوند به وسیله حضرت مهدی ارواحنا له الفداء امت اسلام را پس از آنکه فاسد شده اند اصلاح می کند.
پس بار خدایا دولت با کرامت امام زمان را هر چه زودتر آشکار کن و اسلام و اهلش را به واسطه آن دولت عزت فرما و نفاق و اهل نفاق را به واسطه آن دولت خوار و ذلیل گردان. آری چون قیام کند ستم ریشه کن سازد و راهها را امن گرداند و در میان نابکاران شمشیر نهد و از هیچ احدی توبه نپذیرد. و چنین است که هرگاه آن حضرت قیام کند جایی از زمین باقی نمی ماند مگر آنکه گلبانگ محمدی در آن شنیده شود. این دولت با کرامت شرق و غرب عالم را فرا می گیرد. و تمامی آثار شرک را از روی زمین محو می کند. و هیچ حکومتی جز حکومت اسلامی وجود نخواهد داشت و همه دولتهای باطل از میان میروند. [27]


 
[1] آرمان شهر در اندیشه ایرانی صفحه 27، حجت الله اصیل
[2] تفسیر نمونه جلد 14 ص 531 به نقل از منتخب الاثر
[3] سوره توبه، 33
[4] تفسیر نمونه، ج 7، ص 370
[5] سوره قصص، 5
[6] برای شناخت نظر اینگونه مفسرین رجوع شود به تفسیر المیزان، ج 29، ص 217 تا 233
[7] تفسیر نمونه، ج 16، ص 16 و 17
[8] سوره انبیا، 106، 105
[9] روزگار رهائی، ص 605
[10] سوره طه، 105
[11] سوره حج، ا، 2
[12] سوره ابراهیم، 48
[13] نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت ش 200، ص 1181-1180
[14] سوره هود، 93
[15] قیام و انقلاب مهدی ارواحنا له الفداء شهید مطهری، ص 7
[16] سوره صف، 9
[17] سوره انبیا، 105
[18] سوره قصص، 5
[19] سوره اعراف، 128
[20] قیام و انقلاب مهدی عج، ص 58 تا 61 با دخل تصرف
[21] سوره احزاب، آیات 44-45 و سوره حدید آیه 25
[22] سوره نور، 55
[23] با اقتباس از سیری در سیره ائمه اطهار علیه السلام، ص 265 تا 275
[24] و [25] دولت مهدی علیه السلام سیرت مهدی علیه السلام، از مصطفی دلشادف تهرانی، ص 19-20-21
[26] انقلابی بزرگ، از ناصر مکارم شیرازی، ص 325 تا 323
[27] پیدای پنهان، ص 39 تا 41

منابع
انقلابی بزرگ، آیت الله ناصر مکارم شیرازی
قیام و انقلاب مهدی علیه السلام، شهید مطهری
سیری درسیره ائمه اطهار، شهید مطهری
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی
آرمانشهر در اندیشه ایرانی، حجت الله اصیل
قرآن و عترت، آیت الله مظاهری
پیدای پنهان، مسعود پور سید آقایی
دولت مهدی علیه السلام سیرت مهدی علیه السلام، مصطفی دلشاد تهرانی
[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
قرآن می فرماید: ”‌هر نفسی مرگ را می چشد”‌‌. [1]طبق این
آیه که بیان کننده سنت الهی در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از
برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند.
اما آیا به مرگ
طبیعی یا به شهادت؟ از دسته‌ای روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به مرگ طبیعی از
دنیا می‌رود. روایات زیر از آن جمله‌اند:
1- ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل
می‌کند:
مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است … او در میان مردم به سنت
پیامبرشان عمل می‌کند، پس هفت سال درنگ می‌کند و آن گاه از دنیا می‌رود و مسلمانان
بر او نماز می‌گزارند.[2]
2-در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: ”‌ثُمَّ رَدَدْنا
لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیهِم”‌‌‏[3]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره
می‌کنیم، از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است: [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با
هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاه‌خودهای زرینی که دو رو دارد
بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم می رسانند: این حسین است که خارج شده است، تا
آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان
نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان
حسین (ع) است در دل‌های شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا می‌رسد و کسی که
آن جناب را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و به خاک می‌سپارد همان حسین [بن
علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نمی
شود.[4]
3- در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی
که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است می‌فرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع)
خروج می‌کند … حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به
پیش می‌آید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی می‌کنند، آن گونه که به همراهی
موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار می‌کند. پس حسین
(ع) نخستین کسی است که عهده‌دار غسل و کفن و حنوط آن حضرت می‌شود و ایشان را در قبر
خود قرار می‌دهد.[5]
از دسته ا‌ی دیگری از روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به
شهادت خواهند رسید:
1- از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: ”‌به خدا سوگند،
پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده‌ تن امام از فرزندان
علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته
می‌شود”‌‌.[6]
پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان
رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از
جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند
حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و
ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل
تصریح شده است
2- امام صادق (ع) نیز در این باره می‌فرماید: ”‌به خدا قسم هیچ‌
یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت می‌رسد.[7]
3- از امام رضا (ع)
نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[8]
با توجه به این دو دسته روایات اظهار
نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات امام‌مهدی (ع) مشکل به نظر می‌رسد.
اما با
توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن
طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان
روایات دسته اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دسته
اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن.
پس با فرض این که آن حضرت به شهادت
برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل
شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: ”‌هنگامی که هفتاد سال [حکومت
حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او می‌آید. زنی از «بنی تمیم» به نام
«سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در
حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب می‌کند و او را می‌کشد. پس از درگذشت آن حضرت.
[امام] حسین (ع) عهده‌دار به خاک سپاری او می‌شود. [9]
شهید سید محمد، محمد
صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[10] ازجمله می‌نویسد: این
متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی
معصومان نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمی‌دانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر
این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمی‌آید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد،
تبدیل به روایت مرسلی می‌شود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده
است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از
ذهن است به گونه‌ای که نمی‌توان با آنها چیزی را ثابت کرد.[11]
پس از امام زمان
(ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به
این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند.
در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند
امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی،
مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از
عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند
علامه مجلسی قائل به تواتر[12] این روایات شده اند.[13]

پی‌نوشت‌ها:

[1]. آل عمران، 185
[2]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج
51، ص 104، ح 39
[3]. اسراء، 6
[4]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 250، همچنین ر. ک:
بحارالانوار، ج 53، ص 94، ح 103
[5]. بحارالانوار، ج 53، ص 103، ح 130
[6].
بحارالانوار، ج 27، ص 217، ح 19
[7]. همان، ص 209، ح 7
[8]. همان، ص 214، ح
16
[9]. یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، ج 2، ص
167
[10]. صدر، سید محمد محمد صادق، تاریخ ما بعد از ظهور، ص 881 – 883
[11].
برگرفته ازماهنامه موعود شماره 83
[12]. در علم حدیث روایات به سه قسم تقسیم می
شود: الف. حدیث متواتر: روایتی که عده زیادی آن را روایت کرده اند به گونه ای که از
گفتار آنها برای ما یقین حاصل می شود که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. ب.
روایت مستفیض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نیست، ولی اعتبارش از
خبر واحد بیشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمی آن را روایت کرده اند و از لحاظ ارزش
روایی پایین تر از دو قسم پیشین است.
[13]. بحارالانوار، ج 23، ص
359

[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

قائم(عج) از زبان پیامبر (ص)

محمد بن علی خزّاز (رحمةالله) در کتاب «کفایة الاثر» از امیر مومنان علی (ع) و آن حضرت از پیغمبر اکرم (ص) نقل کرده است که فرمود :

ای علی، تو از من و من از تو هستم، تو برادر و وزیر من هستی، وقتی من از دنیا رفتم کینه هایی را که این مردم از تو در سینه ها دارند ظاهر می کنند و به زودی بعد از من فتنه ای سخت و بچاره کننده بپا می شود که اشخاص مورد اعتماد و خواص در آن سقوط می کند ، و آن هنگامی است که شیعیان پنجمین امام از اولاد امام هفتم از فرزندان تو را در میان خود نبینند، در فقدان و دوری او اهل زمین و آسمان غمناک گردند، و چه بسیار زن و مرد مومنی که در فراق  او اندوهگین و دلسوخته و سرگردانند.پس از آن برای مدتی سر را به زیر انداخت و خاموش شد سپس سر را بلند کرد و فرمود :

بأبی و اُمّی سمیّی و شبیهی و شبیه موسی بن عمران علیه جیوب النور- أو قال جلابیب النور یتوقّد من شعاع القدس کأنّی بهم آیس من کانوا ، نودوا بنداء یسمع من البعد  کما یسمع من القرب یکون رحمة علی المومنین و عذاباً علی المنفقین.

پدر و مادرم فدای کسی که همنام و شبیه من و شبیه موسی بن عمران(ع) است، پوششی از نور او را فرا گرفته که از پرتو ذات مقدس پروردگار برافروخته و فروزان است، گویا آنها را می بینیم که در حال ناامیدی ندایی بشنوند که آن ندا از دور و نزدیک بطور یکنواخت شنیده می شود ، وآن برای مومنین رحمت و برای منافقین عذاب است .

عرض کردم:آن ندا چیست ؟

فرمود: سه ندا است که در ماه رجب بر می خیزد؛

در ندای اول بانگ برآید: آگاه باشید که ستمگران مورد لعنت خداوندند؛

در ندای دوم فریاد برآید:قیامت نزدیک شد ؛

ندای سوم از بدنی که بطور آشکار با خورشید ظاهر می شود بلند شود که گوید:آگاه باشید خداوند حجت بن الحسن (ع) را که نسبت او به علی بن ابی طالب می رسد برای نابودی ستمگران برانگیخت. درآن هنگام فرج فرا رسد ،خداوند سینه های مجروح منتظرین را شفا دهد ، و عقده از دل های ایشان برطرف نماید .

عرض کردم : ای رسول خدا ، امامان بعد از من چه تعدادی خواهند بود؟

فرمود:بعد از فرزندت حسین (ع) نه نفر و نهمین آنها قائم ایشان است .

 

کفایة الاثر:158،بحارالنوار:36/337ح200و51/108ح42،جواهر السنیّة:285،منتخب الاثر:421ح1.

[ ۱۳٩۱/٢/٥ ] [ ٩:٠۱ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند :

پدر و مادرم فدای او باد، او همنام من و دارای کنیه ی من است.

پدرم فدای کسی باد که سراسر گیتی را سرشار از عدل و داد می کند همانگونه که پر از ظلم و ستم شده باشد.

این روایت را ابو حمزۀ ثمالی که از بزرگان اصحاب آن حضرت است نقل نموده؛ او می گوید: روزی در محضر امام باقر (ع) بودم آنگاه که مردم از خدمت آن بزرگوار مرخص شدند به من فرمودند:

ای ابا حمزه؛ از چیز هایی که خداوند آن ها را حتمی قرار داده است قیام قائم ما است و کسی که در آنچه می گویم شک کند خداوند را ملاقات می کند در حالی که به او کافر است.

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند پدر و مادرم فدای کسی باد که به نام من نامیده شده و کنیه اش کنیه ی من است امام باقر ادامه دادند او هفتمین فرد از نسل من است . پدرم فدای کسی باد که سراسر زمین را پر از عدل و داد می نماید همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.

ای ابا حمزه ؛ هر کس در زمان او باشد و تسلیم او گردد همان گونه که تسلیم محمد و علی بوده ، بهشت بر او واجب است، و کسی که تسلیم او نباشد خداوند بهشت را بر او حرام می کند و جایگاه او آتش می باشد و بد منزلی است جایگاه ستم کاران.

 

بحارالانوار:51/139/24/241/36/394

[ ۱۳٩۱/٢/٢ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب