سایه سار مودت
ثبت مشهورات, مستندات, مکاشفات و پیام های مولایمان حضرت امام زمان - عج 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

الهی و ربی اغث ولی امرک الغریب بنورک الزهرا

[ ۱۳٩٠/٤/٢۱ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

دلتنگ آدمیان بودی و آرزومند سعادتشان. قلبت، به عشق هدایت آنان می‏تپید. خدایت، این‏گونه‏ات دید که تو را برگزیده و به سوی بندگانش روانه‏ات ساخت.
در کنار مردمان ایستادی تا پنجره‏ای رو به ملکوت باشی و دست بندگان را در دست فرشتگان بگذاری و انسان‏ها را تا خدا بار دهی.
کدام انسان، با برکت‏تر از تو که از یک‏سو، صورت‏پرستان و نااهلان، از «چراگاه حلم» تو روزی می‏خوردند و از سوی دیگر، دوستانِ اهل معنی، از منبع علم تو ارتزاق می‏کردند؟!
«مرتع حلمش چراخواران صورت را ربیع *** منبع علمش جزاخواهان معنی را جزا»
بعثت تو، بشارت بهار است و نوید نور و سرور.
بعثت تو، کلید رهایی از قفس خودخواهی‏هاست و مژده پرواز در اوج انسانیت.
تو با بعثتت، بارانی شدی بر دل‏های کویری و نسیمی شدی بهاری و گره‏گشا، تا گره از کار فروبسته بشر بگشایی.
کاش ما نیز به سهم خویش، به تو اقتدا می‏کردیم و نسیمی بودیم بهاری و گره‏گشا!
«چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان ***تو همچو باد بهاری گره‏گشا می‏باش»

برای سعادت انسان، دنبال بهانه می‏گردی

تو آمدی و عطر خوش مهرورزی و مدارا را در میان مردمان پراکندی.
آمدی و رنگ و بوی خدا را به آدمیان نمایاندی و شامه خاکیان را با شمیم عصمت، آشنا کردی.
اگر بعثت تو نبود، زمین با آسمان بیگانه بود و زمینیان، بی‏بهره از دیدار ملکوتیان.
از تبرک بعثت توست که بشر می‏تواند از شجره قرآن، مائده‏های آسمانی بچیند، و از این نردبان، تا دیدار خدایش، بالا برود. سلام بر تو، ای بزرگ‏ترین امید بشریت، که گسترده‏ترین دایره شفاعت، از آنِ توست. دنبال بهانه می‏گردی تا مُهر سعادت، بر پیشانی آدمیان بزنی و از تباهی و گمراهی نجاتشان دهی.
عزیز! ما را از شب جهل، به سپیده دانایی مهمان کن و دستان ما را بگیر و شیوه «چگونه زیستن» و «چگونه مردن» را به ما بیاموز!
آفتاب وجودت را بر ما بتابان تا تاریخ‏های خودخواهی ما را ذوب کند و جوانه‏های خداخواهی را بر وجود ما بتابا...

بعثت نور

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید                        یا نخستین حرف قرآن کریم آمد پدید

صوت اقرأ بسم ربک مى‌رسد بر گوش جان               یا که از کوه حرا خُلق عظیم آمد پدید

بانگ توحید است از هر جا طنین افکن به گوش         فانى اصحاب شیطان رجیم آمد پدید

سید امى لقب، بر دست قرآن مى‌رسد                  یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید

فاش گویم عقل کل فخر رسل مبعوث شد               آن که گردد ز اعجازش دو نیم، آمد پدید

قصه لولاک باشد شاهد گفتار من                          یعنى امشب عالم آرا از قدیم آمد پدید

در حرا بر مصطفى امشب شد از حق جلوه‌گر           آنچه اندر طور سینا بر کلیم آمد پدید

نغمه اللهُ اکبر از حرا تا شد بلند                            بت پرستان را به تن لرزش ز بیم آمد پدید

گر قریش او را یتیمش خواند اما در جهان                 بس شگفتى‌ها ازین دُرّ یتیم آمد پدید

منجى نوع بشر داراى آیات مبین                           صاحب خُلق خوش و لطف عمیم آمد پدید

گفته «ما اوذى مثلى» به عالم روشن است             پیشواى خلق با قلب سلیم آمد پدید

بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل                  حال بر این بوستان خرّم نسیم آمد پدید

گشت مبعوث آن که عالم زنده شد از کیش او          فاش گویم محیى عظم رحیم آمد پدید

حب و بغض او نشانى از بهشت و دوزخ است           قصه کوته، صاحب نار و نعیم آمد پدید

زد تفأّل «ثابت» از قرآن به نام مصطفى                   حرف "بسم الله الرحمن الرحیم" آمد پدید

 

[ ۱۳٩٠/٤/۸ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب